تبليغاتX
قاصدک
قاصدک
و بشر را در نور و بشر را در ظلمت دیدم
شب قدر

باده نوشی که در او روی و ریایی نبود

بهتر از زهد فروشی است که در او روی و ریاست

 

 

یه سواله که  ذهن منو به خودش مشغول کرده   تو دوست عزیز آیا می تونی  کمکم کنی و

جواب قانع کننده ای به من بدی؟:


قرآن در طی 23 سال بر پیامبر نازل شده و هر سوره ای و هر آیه ای  هم شان نزول خودش و

 علت خاص خودش رو داره حالا چطوری در یک شب و قبل از اتفاق افتادن اون مسائل اون

 سوره ها بر پیامبر نازل شده؟ آیا همون سوره ها بوده ؟ و یا اینکه معنای اون بوده؟ و اگه اون

 سوره ها بوده آیا باید معتقد باشیم که جبری در کار هست که تخلف ناپذیره و نمی شه از اون

 سر پیچی کرد و این مسائلی که اتفاق افتاده از قبل طراحی شده و تنها در  زمان خودش

 مصداق بیرونی پیدا کرده؟؟

تو هم بیا و در بحث ما شرکت کن تا در اجر این کار شریک باشی. به فرمایش امام علی"زکات

 علم انتشار آن است"

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم



|+| نوشته شده توسط محمد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 3:15 |

خود شناسی
مائیم که اصل شادی و کان غمیم       سرمایه‌ی دادیم و نهاد ستمیم
پستیم و بلندیم و کمالیم و کمیم       آئینه‌ی زنگ خورده و جام جمیم
     
     

 

     
     

|+| نوشته شده توسط محمد در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387 ساعت 6:6 |

ماه مبارک رمضان
  

 خدای مهربانم سلام

تو خود می دانی که بندهای گناه و  معصیت مرا از رسیدن به تو  باز داشته است

این ماه برای تو" دل" آوردم

دلی که در بند خواهش های نفسانی و "جها لت دانایی " گرفتار است و...

الهی در این ماه عزیز از تو می خواهم تا به من  قدرت و توانایی  دست یابی به ایمان و یقین به ذات مقدست و ایمان و یقینی به خودم و به مقام انسانیم عنایت فرمایی تا  معیار های اسلام  را از روابط بیرونی به ضوابط درونی تبدیل کنم تا "پای بند" من نباشند بلکه   همیشه   با افتخار  به آن عمل کنم.

الهی توفیقم ده تا دچارت شوم.....

 

|+| نوشته شده توسط محمد در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 ساعت 6:54 |

راه های زیادی برای رسیدن به خودمون هست

 

 فقط باید طرز نگاه کردنمون رو عوض کنیم.

 

love

 


خدا قول نداده آسمون همیشه آبی باشه و باغ ها پوشیده از گل

قول نداده زندگی همیشه به کامت باشه

خدا روزهای بی غصه و شادی های بدون غم و سلامت بدون درد رو هم قول نداده

خدا ساحل بی طوفان، آفتاب بی بارون و خنده های همیشگی رو قول نداده

خدا قول نداده که تو رنج و وسوسه و اندوه رو تجربه نکنی

خدا جاده های آسون و هموار، سفرهای بی معطلی رو قول نداده

قول نداده کوه ها بدون صخره باشن و شیب نداشته باشن

رود خونه ها گل آلود و عمیق نباشن

قول داده ؟

پس تقاضا می کنم هر روزت رو زندگی کن  همین بهترین هدیه به خداست 

 

|+| نوشته شده توسط محمد در یکشنبه دهم شهریور 1387 ساعت 7:29 |

یا حق!

با قدم های لرزان پای در وادی عشق می گذارم و کم کم است که می فهمم زندگی

چاردیواری محصوری نیست که در خیال خود آن را ساخته ایم یا بهتر است بگویم برایمان

ساخته اند!

 

 

 

|+| نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه هفتم شهریور 1387 ساعت 13:3 |

دنیا دیگه برادری مثل ابوالفضل نداره

نانی بده نان خواره را ، آن طامع بيچاره را

 
آن عاشق نانباره را کنجی بخسبان ، ساقيا


ای جان جان جان جان ، ما نامديم از بهر نان


برجه ، گدا رويی مکن در بزم سلطان ، ساقيا

 

 

 

|+| نوشته شده توسط محمد در سه شنبه پنجم شهریور 1387 ساعت 8:0 |

JavaScript Codes