![]() خداوندا دوست بدار کسی که علی (ع) را دوست بدارد و دشمن بدار کسی که او را دشمن بدارد و محبوب بدار کسی که او را محبوب بدارد و مبغوض بشمار کسی که او را مبغوض شمارد و یاری نما کسی که او را یاری نماید خوارگردان کسی که او را خوار گرداند و حق را به همراه او بدار به هر سویی که او رود.»
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
آذر 1388
خرداد 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
کلیک کن.نمی خوای بدونی فال امروزت چیه؟؟.
پروین اعتصامی هستی.دختر بارون رز صـورتـی کهکشان مرکز تحقیقات قرآن المهدی و خدایی که در این نزدیکی است دل گــــــو نازنین یار همه چیز برای خدا جایی برای یک لحظه آرامش مرجع کتابهای روان شناسی عمران میری از تصور تا واقعیت هي فلاني زندگي شايد همين باشد سايت حقوق محبت و زیبایی قاصدک ساز خاموش(آقا مهدی) :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
قاصدک
و بشر را در نور و بشر را در ظلمت دیدم از من به یک اشاره
نگذارید روحتان کثیف شود
|+| نوشته شده توسط محمد در شنبه چهارم خرداد 1387 ساعت 8:20
خداوندبی نهایت است و لامکان و بی زمان
اما بقدر فهم تو کوچک میشود بقدر نیاز تو فرود میاید و بقدر آرزوی تو گسترده میشود و بقدر ایمان تو کارگشا میشود یتیمان را پدر میشود و مادر محتاجان برادری را برادر میشود عقیمان را طفل میشود ناامیدان را امید میشود گمگشتگان را راه میشود در تاریکی ماندگان را نور میشود رزمندگان را شمشیر میشود پیران را عصا میشود محتاجان به عشق را عشق میشود خداوند همه چیز میشود همه کس را به شرط اعتقاد به شرط پاکی دل به شرط طهارت روح به شرط پرهیز از معامله با ابلیس بشوئید قلبهایتان را از هر احساس ناروا و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف و زبانهایتان را از هر گفتار ناپاک و دستهایتان را از هر آلودگی در بازار و بپرهیزید از ناجوانمردیها ، ناراستی ها ،نامردمی ها،..... چنین کنید تا ببینید خداوند چگونه بر سر سفره شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان مینشیند در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان میکند و در کوچه های خلوت شب با شما آواز میخواند مگر از زندگی چه میخواهید که در خدایی خدا یافت نمیشود؟ |+| نوشته شده توسط محمد در شنبه چهارم خرداد 1387 ساعت 7:46
|