تبليغاتX
گامی به سوی بلوغ

آنها که کهن شدند و اینها که نوند

هر کس به مراد خویش یک یک بدوند

این کهنه جهان به کس نماند باقی

رفتند و رویم و دیگر آیند و روند

 

سر چشمه ی نور:

نماز ؛ نوری است در صورت نماز گذار در محشر

 

دچار باید بود....

+ نوشته شده توسط همای در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 و ساعت 16:4 |

 

گاهی وقتها ما برای خودمون دنیایی رو تصور می کنیم که همه چیز باب طبع ماست همه چیز زیبا و در عین درستی اما خودمون هم می دونیم که واقعا همین طوری نیست و یه جورایی خودمون رو گول می زنیم که نه همین جوریه!!

و وقتی با این دیدگاه وارد جامعه می شیم می بینیم که چقدر اون چیزی که فکر می کردیم با اون چیزی که هست متفاوته ! واقعیت اینه که دور و اطراف ما آدمهای زیادی وجود دارند که حاضرند خون مردم رو تو شیشه بکنند و از سر و کول شما بالا برند تا برسند به جای بالا تر !! و وقتی بدون آمادگی در این شرایط قرار می گیریم به خو دمون و زمان وزمانه فحش می دیم در صورتی که این طبع اجتماع و طبیعت مردمه!! و اونوقته که شاید تصمیم می گیریم عقاید خودمون رو عوض کنیم و به قول خودمون زرنگ بشیم!!

این یادتون باشه که در دنیا همون جور که آدمای خوب هستند آدمهای بد هم فراوانند البته بد بودن هر کس بسته به نظر ها فرق می کنه شاید کسی رو که ما دزد و شارلاتان می دونیم از دیدگاه خودش آدم زرنگ و با هوشی باشه!!! پس دوست دارم شما هم که همسفر با منید آگاه باشید که گربه برای رضای خدا موش نمی گیره تو این مدتی که به کار وبلاگ نویسی مشغولم با آدمهای متفاوتی رو برو شدم از خوب خوب تا بد بد (البته بازم می گم این تعابیر نسبیه) .

ما چه بخواهیم چه نخواهیم ثروت یکی از فاکتور های فساده.

ما چه بخواهیم چه نخواهیم قدرت یکی از فاکتور های فساده.

ما چه بخواهیم چه نخواهیم شهوت یکی از فاکتور های فساده.

و بد تر از همه جهل انسان ها ست که گرفتار مکافات می شن انسان جاهل که فراموش کرده نماینده ی خدا در زمینه!!

اگه دنیای خیالی بر رو ی پرده کشیدید که همه چیز اون قشنگه من خواهش می کنم این پرده رو کنار بزنید تا از پشت پنجره واقعا ببینید چه می گذرد. من یاد گرفتم هیچ چیز از انسان ابوالبشر بعید نیست!!

دچار باید بود......

+ نوشته شده توسط همای در جمعه بیست و سوم آذر 1386 و ساعت 7:11 |
خداوند بي نهايت است و لامكان و بي زمان اما به قدر فهم تو كوچك مي شود و به قدر نياز تو فرود مي آيد و به قدر آرزوي تو گسترده مي شود و به قدر ايمان تو كارگشا مي شود

+ نوشته شده توسط همای در شنبه هفدهم آذر 1386 و ساعت 7:55 |

چگونه درکار خود احساس کامیابی بوجود آوریم ؟

درزندگی ما انسانها عوامل بسیاری دخیل اند وهر فرد بنا به اعتقادات وارزش هایی که درزندگی خود بدان ها معتقد است احساسی متفاوت با دیگری دارد .

ما برای یادگیری به دنیا آمده ایم وجهان معلم ماست اما واکنش انسانها دربرابر زندگی واتفاقات آن سو گونه است :

1- زندگی من مجموعه ای از درسهایی که به آنها نیاز دارم درس هایی که با نظم وتربیت تمام درزندگی ام روی می دهند .

2- زندگی یک مسابقه بخت آزمایی است اما من از هر اتفاقی که روی می دهد نهایت استفاده را می برم

3- چرا همه بلاها برسر من نازل می شود ؟

باید گفت که ما برای تنبیه شدن به دنیا نیا مده ایم ، بلکه برای درس گرفتن آمده ایم . هر رویدادی درزندگی ما توان بالقوه آن را دارد که ما را متحول کند واز میان همه آن رویدادها سختی ها ومصیبت ها بیش ترین توان را برای تغییر تفکر ما دارا هستند .

درواقع زندگی یک پیشرفت تدریجی است . سوالی که همیشه مطرح است این است که با آن چیزی که در اختیار داری ، چه می کنی ؟ تا وقتی که جواب این باشد که کار زیادی نمی کنم ، امیدی به بهبودی نمی رود . دراین جا راه کارهایی ارائه می شود که با به کار بستن آنها بتوان درخود احسا س کامیابی بوجود آورد .

1- ایمان داشته باشید .

درهر کاری که انجام می دهید به خداوند ایمان قلبی داشته باشید درتمام مراحل توکل براو را فراموش نکنید

2- از هر کجا که می توانید آغاز کنید .

برای هر کاری که پیش روی شما قرا ر می گیرد حداکثر «توان » خود را به کار بگیرید ومطمئن باشید که فرصت ها وموفقیت ها شما را پیدا خواهند کرد . هر پله آغازی است برای رسیدن به پله دیگر

3- به زندگی عشق بورزید

 اگر به زندگی پرتلاش وسازنده عشق بورزید زندگی نیز به راستی این عشق را به شما برمی گرداند .

اگر زندگی خلاق وپرتلاش را دوست بداریدبه ارتقای روحی فوق العاده ای دست می یابید به شکلی که همواره درزندگی شور وشوق خواهید داشت . درچنین شرایطی است که به احساس عمیقی از شادی می رسید وبا چنین احساسی قادرید برای همیشه نشاط وشادی خود را درجهان ودرمیان مردم حفظ کنید . این ارتقای روحی بالاترین حد تحمل دربرابر مشکلات را به شما ارزانی خواهد کرد . عشق به زندگی قدرت معنا ومفهوم می بخشد وهیچ موفقیتی بدون عشق حاصل نمی گردد.

4- با انگیزه زندگی کنید . ماموریت شما درزندگی « بی مشکل زیستن » نیست با « انگیزه زیستن » است .

پس تصمیم بگیرید با نیت خیر به هر کاری که درحال حاضر انجام می دهید عشق بورزید زندگی خود را به دوقسمت کار وفراغت تقسیم نکنید وبر چسب نزنید بلکه بهتر است زندگی را مجموعه ای از کار وفراغت بدانید .

کسانی که از شغل خود لذت می برند صبح را بااین جملات آغاز می کنند « امروز می – خواهم بهتر ومؤثر ترا از دیروز باشم » پس بهتر است درهرکاری حداکثر تلاش خودرا به کار بگیرید البته نه به خاطر آن که دیگران را تحت تاثیر قراردهید ، بلکه به خاطر اینکه این تنها راه لذت بردن ورضایت معنوی وروحی از کار است .

5- توانایی ها واستعداد ها ی خود را با دیگران مقایسه نکنید .

استعداد های خودرا بپذیرید وبرای آنها ارزش قابل باشید . احساس رضایت خاطر از تکامل یافتن استعدادهای خدادادی خود شما بدست می آید ، نه ازحسرت خوردن بر استعداد های دیگران

6- سپاسگزارباشید

  درتمام زندگی تان تنها از کلام سپاس آمیز« متشکرم » استفاده کرده باشید همان کافی است .

با تمرکز روی به خدای خود کنید وبگویید:

خدایا به خاطر زندگی ام خانواده ام تحصیلم ، دوستانم وهر آن چه به من دادی وندادی وبه خاطر این روز تازه سپاسگزارم توام شکر گزاری موجب آرامش بیش تر انسان می گردد. هر بار که می گوییم « متشکرم » درحقیقت خاطر نشان می سازیم که آن چه را دارم می پذیرم وآن چه را که باید یاد بگیرم می آموزم . منشا آرامش ذهن تمر کز کردن بر موهبت هایی است که از آنها بهره مند شده ایم ونه آن چه نصیبمان نگشته است همیشه به خاطر داشته باشید : با دموافق برای کشتی ایی می وزد که بادبانی افراشته داشته باشد .

اگر دنبال کسب موفقیت هستید باید راهی بیابید تا از آن طریق کسانی راکه به آن موفقیت دست یافته اند .

الگو قرار دهید . انسان های موفق دنیا الگو سازی هایی حرفه ای اند آنها می دانند چگونه از ابزار « زمان » که هیچ یک از ما به اندازه ی کافی آن را دراختیار نداریم استفاده کنند ودرنتیجه آنان خود الگو ساز شدند .

فقط اگلو قراردادن کافی نیست بلکه « بازسازی » موفقیت های دیگران یکی از مهم ترین واساسی ترین جنبه های فراگیری است. انسان هایی که تاریخ را دگرگون ساخته اند کسانی بوده اند که باورهای مارا تغییر
داده اند.

باورهای واعتقادات افراد تعیین کننده ی کیفیت زندگی آنها ست باور کنید که می توانید آنگاه خواهید توانست

راه رسیدن به کمال این است که بدانیم باورها اختیاری اند پس باید باورهایی را انتخاب کنید که شما را به سوی نتایج دلخواه هدایت کنند وازباورهای محدود کننده اجتناب کنید . سرچشمه باورها چه هستید ؟ چرا عده ای باور مثبت دارند وموفق می شوند وعده ای باور منفی دارند وناموفق اند ؟ نخستین سرچشمه باورها محیط است . یعنی محیط خانوادگی اجتماعی ،اقتصادی ، فرهنگی وسیاسی که فرد درآن رشد می کند .

وقایعی که رخ می دهند می توانند به ایجاد باورها واعتقادات ما کمک کنند .

علم وآگاهی باور انسان را شکل می دهد

توجه به نتایج گذشته برباور تاثیر می گذارند

درذهن خود چنان اهداف آینده به تصویر بکشیم که گویی هم اکنون به آنها دست یافته ایم مجموعه این 5 راهکار را« تجربه نتایج پیش از عمل» می نامند که برباورهای ما اثر می گذارند

هفت باور درراه رسیدن به موفقیت به ماکمک می کند :

درهراتفاقی مصلحتی است که به نفع ماست .

چیزی به نام شکست وجود ندارند بلکه فقط نتایج وجود دارند . درحقیقت انسان ها ازاشتباهات درس می گیرند

مسئولیت هر اتفاقی را به عهده بگیرید بزرگان خود دنیا یشان رامی سازند وشما

می توانیدبا مسئولیت پذیری قدرت لازم را برای ایجاد نتایج دلخواه به دست آورید.

بهره وری از امری مستلزم شناخت کامل آن نیست درواقع انسانهای موفق وکامیاب خود رادرجزئیات نم کنند وداشتن دانش کلی کافی است .

انسان ها بزرگ ترین منابع شما هستند .

پس به همه آنها احترام بگذارید وروابط انسانی را درنظر بگیرید

6- کار تفریح است .

یکی از راهها ی موفقیت پیوندی است میان آن چه انجام می دهید وآن چه به آن عشق می ورزید .

7- هیچ موفقیت ماندگاری بدون پشتکار حاصل نمی شود . افراد موفق به قدرت پشتکار اعتقاد دارند راز موفقیت این است که بدون درنگ هدفی را دنبال کنیم .

خلیل جبران می گوید :

« شیمی دانی که بتوانید عناصر همدردی ، احترام ، دلبستگی ، صبر ، پشیمانی ، شگفتی وبخشش را از قلب خود بیرون بکشد وآنها را باهم ترکیب کند به عنصری دست می یابد که به آن عشق می گویند

راز کامیابی درزندگی عشق به الله وعشق به دیگران است .

دردنیای امروز قدرت یعنی توانایی ایجاد ارتباط وتوانایی متقاعد ساختن دیگران اگر می خواهیدالگویی مؤثر برای اطرافیان باشید .

باید یاد بگیرید دیگران رامتقاعد کنید وبا آنان ارتباط سازنده برقرار کنید

شما می توانید با مسئولیت پذیری قدرت لازم برای ایجاد نتایج دلخواه بدست آورید .

 

 

منابع :

بوسکالیا . لئو زندگی ، عشق ودیگر هیچ

بوسکالیا . لئو زندگی با عشق چه زیباست

میتوس . اندرو آخرین راز شاد زیستن

رابینز . آنتونی قدرت بی پایان

رابینز . آنتونی بسوی کامیابی

+ نوشته شده توسط همای در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 و ساعت 19:25 |

اگه بي هوا كسي وارد زندگيت شد، بدون كار خدا بوده.

 اگه بي مهابا دلها قبل از دستها به هم گره خورد، بدون

 كار خدا بوده. اگه گريه هات توي خنده غفلت ديگران

شنيده نشد تا خرد بشي، بدون تنها محرمت خدا بوده.

 حالا هم اگه دلت شكسته و بغض تنهايي خفت كرده،

 شك نكن! تنها مرهمت خداست كه از سر تواضع يه

 بهونه واسه نوازشت گير آورده

 

+ نوشته شده توسط همای در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 و ساعت 10:24 |

پیامبر اکرم (ص) فرموده اند :

 همه ی خوبی ها و نیکی ها به وسیله ی عقل نصیب بشرمی شود

 

+ نوشته شده توسط همای در شنبه دهم آذر 1386 و ساعت 13:42 |
از ذکر علی مدد گرفتیم

آن چیز که می شود گرفتیم

در بوته ی آزمایش عشق

از نمره ی بیست صد گرفتیم

سلام ...دوستان عزیز و مهربانم سلام .آره دوباره سلام و باز هم سلام

اصلا دوست دارم همیشه بهتون بگم سلام چون سلام از ریشه ی سلم است به معنای آرامش و درود پس سلام بر تو دوست مهربون .

راستی می دونستی خدا خیلی بزرگه!! قبلنا فکر می کردم که چرا ما نمی تونیم خدا رو ببینیم و هیچ وقت هم نباید تصور بکنیم که خدا به  شکل خاصیه !! می دونی چرا؟ بیا یه لحظه تو ذهنت تجسم کن خورشید قطرش ۴/۱ میلیون کیلومتره یعنی یه چیزی دورو بره ۱۱۰ برابر قطر زمین .

این خورشید با این عظمتش در یک کهکشان وجود داره به نام کهکشان راه شیری این کهکشان هم در یک فضای بزرگتری وجود داره در کنار میلیون ها کهکشان دیگه و باز هم اون کهکشان های با اون عظمت در یک محیط بزرگتری قرار دارند که و الی آخر.... اگه تونسته باشی این تصویر رو توذهنت مجسم کنی یه دفعه یادت میاد و می بینی که من چقدر کوچیکم!! اصلا بیایم تو ایران خودمون حساب کنیم تو یه نفر آدمی و مثل تو هفتاد و دو میلیون  آدم دیگه هم تو این قطعه زمین خاکی دارند زندگی می کنند درسته هفتاد و دو میلیون !!! یه چیز کوچولو هم تو پرانتز بگم (حالا من نمی دونم این آدما فکر نمی کنند که از زندگیشون تو این دنیا هدفی دارند هدفی ما فوق زندگی مادی آخه می دونی چیه ؟ چون خدا بین این همه موجودات گفته : این (یعنی من وتو ی آدم ) عزیز دل منه!! این نماینده ی منه آهای موجودای عالم با من کار دارین بیاین اینم نماینده ام !!!خوب این وسط تکلیف ما چی می شه !! موجودات دیگه که تکلیفشون مشخصه خدا گفته این نماینده ی من خوب خود نماینده چطوری می تونه به خدا برسه!! خوب اونم مشخصه " هر کس خودش را بشناسد خدایش را خواهد شناخت" گوشت رو بیار یه چیز بهت  بگم: خدا خیلی تحویلمون گرفته ها بین خودمون باشه !! ) اینا که تو پرانتز بود  داشتم می گفتم  خدا ی به اون عظمت و ما ها به این کوچیکی خوب چطوری توقع داری که جز کل رو شامل بشه!!! اما می شه اون رو شناخت و البته با شناخت خود برای همینه که وقتی از امام علی می پرسن: آیا تو خدا رو دیدی که عبادتش می کنی؟ می گه: چطور توقع داری خدایی رو که ندیدم عبادت کنم!!! اون امام عزیز خودش رو شناخت و آیینه ای شد برای تجلی خدا در خود ....اینم بگم خدا جای دوری نیستا به قول خودش "من از رگ گردن هم به شما نزدیک ترم" و به قول آقا سهراب: و خدایی که در این نزدیکیست.

یه چیز می گم می خوای قبول کنی می خوای نکن اختیار با خودته ولی روش فکر کن : ما خود خدائیم!!!

خوب باشه قبول نکن ولی ارزش فکر کردن رو داره یه کم فکر کن نور خورشید چیزی جز وجود خورشید نیست یعنی جمع نور می شه همون خورشید  موجودات عالم هم مثل همون نور از وجود خدا ساطع می شن همون طوری که نور خود خورشیده موجودات عالم  وجود اقدس خدا هستند حالا تو رو به خدا چقدر خدایی کردیم در زمین!!!

عاشق باشید.....خدا سبز است و من زرد آرزویم این است که به رنگ خدا شوم سبز سبز سبز

دعام کنید دعای دوستان زود تر اجابت می شه یا هو لا الله الا هو

دچار باید بود....

+ نوشته شده توسط همای در شنبه سوم آذر 1386 و ساعت 18:57 |