سلام بچه ها نمی دونم چقدر به واژه ی *عشق* ایمان دارید البته بهتره قبل از اینکه وارد بحث بشیم بگم که تمام رفتار و تمایلات ما بر اساس نیاز های هست که در ما وجود داره و عشق هم از این مقوله جدا نیست . یعنی در واقع هر کدوم از ما تمایل داریم نیاز هایی که در ما وجود داره رو بر آورده کنیم و به دنبال فرد یا مورد ی می گردیم که به این تمایل درونیمون پاسخ بده و حس دوست داشتن یا دوست داشته شدن در واقع در جهت ارضاء این میله . با این وجود خیلی واضحه که در واقع ما با ابراز عشقمون به طرف در اصل در پی ارضاء روحیات خودمون هستیم و شاید به همین علته که وقتی دو نفر که عاشق همند بعد از اینکه با هم ازدواج کردند و شناخت بیشتری که از هم پیدا کردند دیگر ان احساس عاطفی و روحی رو نسبت به طرف مقابل ندارند. جالبه بدونید تمام اعمال ما بر اساس میل به خویشتنه و عشق هم از این قاعده مستثنی نیست. من عشقی رو که بر پایه ی احساس باشه قبول ندارم و معتقدم انسان ابتدا با ید از نیاز های روحی و جسمی خودش آگاه بشه و بعد متناسب با اون نیازهاش و عاقلانه دست به انتخاب بزنه .تعبیر عشق به علاقه ی شدید قلبها تعبیر اشتباهیه و باید به جای اون گفته بشه* تمایل به برآورده شدن نیازها* . کمی فکر کنید حتما به حرف من خواهید رسید.موفق و شاد باشید و عاقلانه عاشق شوید.تابعد

+ نوشته شده توسط همای در پنجشنبه هفدهم آبان 1386 و ساعت
20:6 |
