بسم رب المهدی
هر که به دیدار تو نائل شود .....یک شبه حلال مسائل شود
آقای قشنگم سلام نمی دونم از من چی دیدیی که دستم رو گرفتی و داری می بریم من هم مثل یه بچه ی کوچولو دستم رو سپردم به دستت و چشمان خیسم رو با آستینم پاک کردم و گرمی دستات تو ی دستم دست دلم رو گرم می کرد .

محبوبم همه از تو آب می خواهند اما محمد از تو می ناب.
ما از تو به غیر از تو نداریم تمنا
حلوا به کسی ده که محبت نچشیدست
مرحبا بر یتیم نوازیت می دانستی دلم چند وقت است یتیم عشق گشته و.
تسبیح اشکم را پاره کردی و دانه هایش را یکی یکی از رو ی گونه هایم برداشتی .
کدام قطره لیاقت مروارید شدن را دارد. می آیم به سوی تو با دلی پر از امید و تردید
تردید از خودم و امید از تو مهربانم دریاب مرا تا دریابم خودت را
یا عشق
دچار باید بود.....


