![]() خداوندا دوست بدار کسی که علی (ع) را دوست بدارد و دشمن بدار کسی که او را دشمن بدارد و محبوب بدار کسی که او را محبوب بدارد و مبغوض بشمار کسی که او را مبغوض شمارد و یاری نما کسی که او را یاری نماید خوارگردان کسی که او را خوار گرداند و حق را به همراه او بدار به هر سویی که او رود.»
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
آذر 1388
خرداد 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
کلیک کن.نمی خوای بدونی فال امروزت چیه؟؟.
پروین اعتصامی هستی.دختر بارون رز صـورتـی کهکشان مرکز تحقیقات قرآن المهدی و خدایی که در این نزدیکی است دل گــــــو نازنین یار همه چیز برای خدا جایی برای یک لحظه آرامش مرجع کتابهای روان شناسی عمران میری از تصور تا واقعیت هي فلاني زندگي شايد همين باشد سايت حقوق محبت و زیبایی قاصدک ساز خاموش(آقا مهدی) :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
قاصدک
و بشر را در نور و بشر را در ظلمت دیدم به سوی تو در آرزوی تو...
بسم رب المهدی هر که به دیدار تو نائل شود .....یک شبه حلال مسائل شود آقای قشنگم سلام نمی دونم از من چی دیدیی که دستم رو گرفتی و داری می بریم من هم مثل یه بچه ی کوچولو دستم رو سپردم به دستت و چشمان خیسم رو با آستینم پاک کردم و گرمی دستات تو ی دستم دست دلم رو گرم می کرد .
محبوبم همه از تو آب می خواهند اما محمد از تو می ناب. ما از تو به غیر از تو نداریم تمنا حلوا به کسی ده که محبت نچشیدست مرحبا بر یتیم نوازیت می دانستی دلم چند وقت است یتیم عشق گشته و. تسبیح اشکم را پاره کردی و دانه هایش را یکی یکی از رو ی گونه هایم برداشتی . کدام قطره لیاقت مروارید شدن را دارد. می آیم به سوی تو با دلی پر از امید و تردید تردید از خودم و امید از تو مهربانم دریاب مرا تا دریابم خودت را یا عشق دچار باید بود..... |+| نوشته شده توسط محمد در جمعه بیست و نهم تیر 1386 ساعت 21:8
سپیده دم نگاه
از سخنان آن حضرت عليه السّلام است (در اندرز بمردم):
چه ترا بدرد (گناهان) خويش شكيبا ساخته، و بر مصائبت توانائى داده، و از گريستن بر جان خويشت كه گرامىترين و ارجمندترين جانها است آرامش بخشوده است، چرا خشم خدا كه بيك ناگاه در شب بر تو مىتازد، بيدارت نمىكند، در صورتى كه در اثر نافرمانيها در (كوره) راههاى غضب او افتاده، پس (تا وقت باقى است) رنج سستى دلت را بعزم و كوشش و خواب غفلت ديدهات را به بيدارى مداوا كن، فرمان خداى را برده، با يادش انس گير، هنگامى كه رخ از او بر مىتابى تصوّر كن كه او روى بتو آورده، و تو را بعفو و بخشش خويش خوانده و (عيوبت را) به فضل و كرمش مىپوشاندت، و تو از وى بديگرى پرداخته، پس با اين حال چه بسيار كريم است، خداوندى كه قوى و توانا است، و چه بسيار بر نافرمانى او دليرى، تو كه ضعيف و ناتوانى، در صورتى كه تو همواره در پناه (عفو و اغماض و) پوشش وى جا گزيده، و در (بوستان پر) وسعت احسانش در گردشى، ………………………..
براستى مىگويم كه جهان تو را نفريفت، بلكه تو فريفته آن شدى، چه بسا كه جهان آشكارا تو را پند داده، و بمساوات و برابريت آگاه كرد، و از وعدههائى كه بتو مىدهد، و از ورود درد بر پيكرت و كاهيدن قوّهات راستگوتر و وفادارتر از اين است كه دروغ گويد و تو را بفريبد، چه بسا جهانى كه تو او را تهمت مىنهى پند دهنده تو است و چه بسا خبر راستى كه خود آنرا دروغ پندارى (و از تغيّر و تبدّل آن عبرت نگيرى) البتّه اگر بخواهى جهانرا بشناسى او را چون مهربان يارى خواهى يافت كه دريغ دارد از اين كه تو بهلاكت افتى، و او با خانههاى خالى و شهرهاى ويران همواره تو را پند دهنده، و يادآورنده نيكو ميباشد، چه خوب سرائى است جهان براى كسى كه آن را خانه خويش نگيرد، و چه پاكيزه جائى است براى آنكه آن را وطن (هميشگى) خويش نداند براستى كه نيك بختان در فردا آنانند كه امروز از جهان مىگريزاند (و فريفته مال و جاه آن نمىگردند). …………………………… هنگامى كه زمين سخت بلرزد، و قيامت با سختيهايش محقّق گردد، اهل زمين پرستندگان هر معبودى، پيروان هر پيشوائى بهم برسند، آن هنگام هر نظرى كه بهوا افكنده شده، و هر قدمى كه آهسته بزمين نهاده شده، جز بعدل و داد رسى خدا جزا داده نشود (حتّى بجزئيّات كردار آنها رسيدگى شود) چه بسيار دليل و حجّتى كه آن روز باطل و پيوندهاى عذر (نابجا) ئيكه گسيخته است، پس از كردار خويش بخواه آنچه را كه عذرت بآن پذيرفته، و حجّتت را برقرار سازد، و از جهانى كه تو براى آن پاينده نيستى، آنچه را كه برايت پاينده است فراگير، و سفر خويشتن را آماده باش، نگران برق رستگارى (از گرفتاريها) بوده، شتران تند رفتار (عمل و عبادت) را سوار شو (و بوسيله آنها خويش را از مهالك آخرت برهان).
|+| نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 ساعت 6:21
|