تبليغاتX
قاصدک
قاصدک
و بشر را در نور و بشر را در ظلمت دیدم
به سوی تو در آرزوی تو...

بسم رب المهدی

هر که به دیدار تو نائل شود .....یک شبه حلال مسائل شود

آقای قشنگم سلام نمی دونم از من چی دیدیی که دستم رو گرفتی و داری می بریم من هم مثل یه بچه ی کوچولو دستم رو سپردم به دستت و چشمان خیسم رو با آستینم پاک کردم و گرمی دستات تو ی دستم دست دلم رو گرم می کرد .

محبوبم همه از تو آب می خواهند اما محمد از تو می ناب.

 ما از تو به غیر از تو نداریم تمنا

حلوا به کسی ده که محبت نچشیدست

مرحبا بر یتیم نوازیت می دانستی دلم چند وقت است یتیم عشق گشته و.

تسبیح اشکم را پاره کردی و دانه هایش را یکی یکی از رو ی گونه هایم برداشتی  .

کدام قطره لیاقت مروارید شدن را دارد. می آیم به سوی تو با دلی پر از امید و تردید

تردید از خودم و امید از تو  مهربانم دریاب مرا تا دریابم خودت را

یا عشق

دچار باید بود.....

|+| نوشته شده توسط محمد در جمعه بیست و نهم تیر 1386 ساعت 21:8 |

سپیده دم نگاه
از سخنان آن حضرت عليه السّلام است (در اندرز بمردم):

چه ترا بدرد (گناهان) خويش شكيبا ساخته، و بر مصائبت توانائى داده، و از گريستن بر جان خويشت كه گرامى‏ترين و ارجمندترين جانها است آرامش بخشوده است، چرا خشم خدا كه بيك ناگاه در شب بر تو مى‏تازد، بيدارت نمى‏كند، در صورتى كه در اثر نافرمانيها در (كوره) راههاى غضب او افتاده، پس (تا وقت باقى است) رنج سستى دلت را بعزم و كوشش و خواب غفلت ديده‏ات را به بيدارى مداوا كن، فرمان خداى را برده، با يادش انس گير، هنگامى كه رخ از او بر مى‏تابى تصوّر كن كه او روى بتو آورده، و تو را بعفو و بخشش خويش خوانده و (عيوبت را) به فضل و كرمش مى‏پوشاندت، و تو از وى بديگرى پرداخته، پس با اين حال چه بسيار كريم است، خداوندى كه قوى و توانا است، و چه بسيار بر نافرمانى او دليرى، تو كه ضعيف و ناتوانى، در صورتى كه تو همواره در پناه (عفو و اغماض و) پوشش وى جا گزيده، و در (بوستان پر) وسعت احسانش در گردشى،

………………………..

 

براستى مى‏گويم كه جهان تو را نفريفت، بلكه تو فريفته آن شدى، چه بسا كه جهان آشكارا تو را پند داده، و بمساوات و برابريت آگاه كرد، و از وعده‏هائى كه بتو مى‏دهد، و از ورود درد بر پيكرت و كاهيدن قوّه‏ات راستگوتر و وفادارتر از اين است كه دروغ گويد و تو را بفريبد، چه بسا جهانى كه تو او را تهمت مى‏نهى پند دهنده تو است و چه بسا خبر راستى كه خود آنرا دروغ پندارى (و از تغيّر و تبدّل آن عبرت نگيرى) البتّه اگر بخواهى جهانرا بشناسى او را چون مهربان يارى خواهى يافت كه دريغ دارد از اين كه تو بهلاكت افتى، و او با خانه‏هاى خالى و شهرهاى ويران همواره تو را پند دهنده، و يادآورنده نيكو ميباشد، چه خوب سرائى است جهان براى كسى كه آن را خانه خويش نگيرد، و چه پاكيزه جائى است براى آنكه آن را وطن (هميشگى) خويش نداند براستى كه نيك بختان در فردا آنانند كه امروز از جهان مى‏گريزاند (و فريفته مال و جاه آن نمى‏گردند).

……………………………

 

هنگامى كه زمين سخت بلرزد، و قيامت با سختيهايش محقّق گردد، اهل زمين پرستندگان هر معبودى، پيروان هر پيشوائى بهم برسند، آن هنگام هر نظرى كه بهوا افكنده شده، و هر قدمى كه آهسته بزمين نهاده شده، جز بعدل و داد رسى خدا جزا داده نشود (حتّى بجزئيّات كردار آنها رسيدگى شود) چه بسيار دليل و حجّتى كه آن روز باطل و پيوندهاى عذر (نابجا) ئيكه گسيخته است، پس از كردار خويش بخواه آنچه را كه عذرت بآن پذيرفته، و حجّتت را برقرار سازد، و از جهانى كه تو براى آن پاينده نيستى، آنچه را كه برايت پاينده است فراگير، و سفر خويشتن را آماده باش، نگران برق رستگارى (از گرفتاريها) بوده، شتران تند رفتار (عمل و عبادت) را سوار شو (و بوسيله آنها خويش را از مهالك آخرت برهان).

 

|+| نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 ساعت 6:21 |

JavaScript Codes